متكلم مسلمان اسپانيايي كه رسالههاي متعددي در باب موضوعهاي فلسفي و الهٰي به زبان عربي نوشت. يكي از اين رسالهها به نام كتاب الحدائق، كه ظاهراً متن عربي آن گم شده، داراي اهميت ويژهاي است. اين رساله حاوي مقايسهاي است ميان دنيا و فلكي خيالي، كه خود گسترش انديشهٴ كهن يوناني دربارهٴ بازگشت ابدي است. اين عقيده در رسائل اخوانالصفا، (نيمهٴ دوم سدهٴ دهم) هم ديده ميشود، و با علم اسرار اعداد نوافلاطوني تلفيق شده است. حدائق از طريق ترجمهٴ عبري موسيبن تبّون (نيمهٴ دوم سدهٴ سيزدهم)، و همچنين از طريق يك ترجمهٴ ناقص (فصل 1 ـ 4) سموئيل بن مُطط (واديالحجاره، اسپانيا 1370) شناخته شده است. نام بطليوسي بهوسيلهٴ موٴلفان يهودي تحريف شد تا حدي كه سرانجام در سدهٴ چهاردهم، به بطليموس تبديل گرديد.
ابنباجه
ابوبكر محمد بن يحيي بن الصائغ عموماً معروف به ابن باجه. معني نسبت او معلوم نيست، ابنخلكان آن را مشتق از يك واژهٴ فرنگي به معني نقره(؟) ميداند. فيلسوف، دانشمند، پزشك مسلمان اسپانيايي و شارح آثار ارسطو. مقارن اواخر سدهٴ پنجم هجري، در سرقسطه زاده شد؛ يعني پيش از 1106 ميلادي، در غرناطه، سرقسطه و فاس زندگي كرد. در 1138 ـ 1139، بهجرم ((الحاد)) اعدام يا مسموم شد، يا بهمرگ طبيعي مرد. در باب طب، هندسه، اخترشناسي، علوم طبيعي، كيميا، و فلسفه رسالههاي كوچك متعددي نوشت. به برخي فرضيات بطليموس حمله كرد، و بدينترتيب، راه را براي ابنطفيل و بطروجي (نيمهٴ دوم سدهٴ دوازدهم)، هموار ساخت.
ابنبيطار (نيمهٴ اول سدهٴ سيزدهم)، بارها از رسالهٴ ادويهٴ مفردهٴ او ذكر كرده است. منظومهاي در شكار تأليف كرد، بهنام طَرْديه. به موسيقي علاقهٴ عميقي داشت؛ عودنواز ماهري بود؛ و رسالهٴ او در باب موسيقي (كه مفقود شده) در مغرب همان مرتبتي را داشت كه موسيقي فارابي در مشرق.
دو اثر او كه معروفتر است (بايد بگوييم تنها آثاري كه ميشناسيم)، دو رساله در فلسفه است بهنامهاي كتاب
تدبيرالمُتَوَحّد، و رسالةالوداع. رسالهٴ اخير را براي دوستي نوشت كه اسپانيا را به قصد مصر ترك ميكرد. تدبيرالمتوحد را فقط از طريق تفسيري ميشناسيم كه موسي بن هوشع (نيمهٴ دوم سدهٴ چهاردهم)، بهعبري نوشته است.
رسالةالوداع را حييم بن ويوس براي داود بن بيليه (نيمهٴ اول سدهٴ چهاردهم)، به عبري ترجمه كرده و آبراهام بالمِسي (نيمهٴ دوم سدهٴ پانزدهم)، ترجمهٴ عبري را به لاتيني برگردانده است.
ابن باجه نفوذ عميقي بر ابن رشد و آلبرت كبير اعمال كرد. بررسي آثار علمي موجود بسيارضروري است، و در عين حال هنوز ارزيابي اهميت علمي او ممكن نيست.
دربارهٴ ابن حسدي و ابوالصلت ¿ فصل دهم مربوط به طب، و ابوبكر طرطوشي و ابن عربي
¿ فصل دوازدهم مربوط به حقوق و جامعهشناسي را.